عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

183

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

همچون كسى كه خشمگين باشد به من نگريست و پرسيد : به چه سبب همراه من آمدى ؟ گفتم : خطا كردم ، گفت : برخيز و پياده حركت كن ، همراه او تا نزديك مغرب حركت مىكردم در آن هنگام از من پرسيد در كدام محله بغداد زندگى مىكنى ؟ گفتم : فلان محله ، گفت : برو و برمگرد ، من به پيشگاه خداى عز و جل توبه كردم و از آن پس به همنشينى با صوفيان پرداختم و همچنان بر اين حال باقى هستم . « 20 » 87 - ابو عبد ربّ وليد بن مسلم « 21 » از ابن جابر نقل مىكند كه مىگفته است : ابو عبد رب از توانگرترين مردم دمشق بود ، براى بازرگانى به آذربايجان رفت ، شامگاهى كنار مرغزار و جويبارى فرود آمد . ابو عبد رب خود مىگفته است : از گوشه مرغزار صدايى شنيدم كه فراوان حمد و سپاس خدا را بر زبان مىآورد ، از پى صدا رفتم به مردى رسيدم كه در گودالى است و بوريايى بر خود پيچيده است . سلامش دادم و گفتم : اى بنده خدا تو كيستى ؟ گفت : مردى از مسلمانان هستم . پرسيدم : اين چه حال است كه در آنى ؟ گفت : حال نعمت كه سپاس و ستايش خدا در آن بر من واجب است . گفتم : چگونه و حال آنكه در بوريايى هستى ؟ گفت : چرا نبايد خداوند را ستايش كنم كه مرا آفريده و آفرينش مرا نيكو فرموده است و جايگاه تولد و پرورش مرا ميان مسلمانان قرار داده است و اركان مرا جامه عافيت پوشانده است و آنچه را خوش نمىدارم كه از من ياد و منتشر شود پوشيده داشته است ، بنابراين بر چه كسى نعمتى بزرگتر از اين ارزانى شده است ؟ گفتم : خدايت رحمت كناد اگر مصلحت مىدانى برخيز و همراه من به جايگاه ما بيا و ما كنار اين جويبار منزل كرده‌ايم ، گفت : براى چه بيايم ؟ گفتم : براى خوردن غذا وانگهى چيزهايى به تو بدهيم كه ترا از اين بوريا بىنياز گرداند ، گفت : مرا نيازى نيست . وليد بن مسلم راوى اين داستان مىگويد : گمان مىكنم گفته است مرا در خوردن سبزه و گياه كفايت است . ابو عبد رب مىگويد : از او خواستم از پى من بيايد ولى خوددارى كرد و گفت :

--> ( 20 ) . اين داستان را حافظ ابو نعيم اصفهانى در حلية الاولياء ، ص 352 ، ج 8 همينگونه آورده است ، تنها تفاوتى كه در آن ديدم موضوع خريد نان است كه ابو نعيم فقط « نان » بدون صفت نرم و سپيد آورده است . ( 21 ) . از محدثان بزرگ شام در نيمه دوم قرن دوم كه كتابهاى خوبى هم نوشته است و به سال 195 درگذشته است ؛ به ميزان الاعتدال ذهبى ، ص 347 ، ج 4 مراجعه فرماييد .